اعضای شورای نگهبان مدافع اصولگرایی یا نگهبان اسلام و انقلاب؟
سخنان یکی از اعضای فقهای محترم شورای نگهبان که در تاریخ پنجشنبه 12 دیماه 1392 در سایت الف منتشر شد را با هم میخوانیم:
«به گزارش فارس از رشت، عضو شورای نگهبان ظهر امروز در دیدار با جمعی از نخبگان ارزشی و اصولگرای گیلان با ابراز خرسندی از برگزاری این جلسه اظهار کرد: همدلی، وحدت و انسجام نیروهای دلسوز، ارزشی، انقلابی و اصولگرا در این شرایط لازم و ضروری است. وی ادامه داد: امروز در شرایطی که جریانهای سیاسی انحرافی دارند افرادی را جذب میکنند، برای اینکه جلوی آنها گرفته شود باید نیروهای حزبالهی وحدت و انسجام خود را بیشتر کنند. وی بر ایجاد امید در مجموعه دوستان اصولگرا تاکید کرد و افزود: اصولگرایان حرکت کنند، از گذشته عبرت بگیرند، نقاط ضعف خود را بشناسند و آنها را برطرف کنند. وی تصریح کرد: بعضیها برای مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی دارند طراحی میکنند و نقشه میکشند، باید مراقب بود که به اهداف شوم خود نرسند. وی یادآور شد: شورای نگهبان با اقتدار در چارچوب قانون به وظایف خود عمل میکند.»
شورای نگهبان در ایام انتخابات دو وظیفه بسیار مهم بر عهده دارد. از یک طرف بر سلامت برگزاری انتخابات که از سوی وزارت کشور اجرا میگردد و مراحل مختلف آن تا انتهای شمارش و اعلام آراء نظارت دارد و تضمین کننده سلامت انتخابات است و از طرف دیگر در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری وظیفه تأیید صلاحیت نامزدهایی که در رقابت شرکت میکنند را بر عهده دارد.
کسانی که در رقابتهای انتخابات شرکت میکنند علی القاعده باید پایبند به قانون اساسی و اصول انقلاب اسلامی و اسلام باشند. نهادی عالی باید وجود داشته باشد که این وظیفه را بر عهده بگیرد تا کسانی که از طریق رقابتهای انتخاباتی وارد مصادر اجرایی و تقنینی میشوند پایبند به اصول قانون اساسی و اسلام باشند و به مقابله با این دو رکن جمهوری اسلامی بر نخیزند. کسانی که از اساس با جمهوری اسلامی مخالفند نه در انتخابات شرکت میکنند و نه اجازه این کار را دریافت میکنند. اما کسانی که خود را وفادار به جمهوری اسلامی میدانند و خود را شایسته ورود به رقابتهای انتخاباتی میدانند دارای قرائتهای متفاوتی از جمهوریت و اسلامیت هستند و در اداره امور فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و سیاست داخلی و خارجی دارای سلایق و برنامههای متفاوتی هستند. اینها با حضور در رقابتهای انتخاباتی سلیقه و برنامههای خود را در معرض انتخاب مردم قرار میدهند و در شرایط مختلف مردم این امکان را مییابند که از بین گزینههای متنوع که همگی پایبند به اصول جمهوری اسلامی هستند یکی را انتخاب نمایند. این فرآیند، قوام بخش مردم سالاری دینی است. یعنی از یک طرف اداره امور جامعه با رأی مردم صورت میگیرد و از طرف دیگر انتخابات مردم سالارانه به نقض اسلامیت و اصول قانون اساسی و ساختارهای جمهوری اسلامی نمیانجامد.
همه دلسوزان جمهوری اسلامی باید تلاش کنند که سلیقههای متنوع اما وفادار به جمهوری اسلامی امکان حضور در رقابتهای انتخاباتی را بیابند تا وجه مردمسالارانه نظام و مشروعیت مردمی آن افزایش یابد. هر چه دامنه انتخاب مردم گستردهتر باشد استحکام پایههای مردمی نظام بیشتر خواهد شد. متأسفانه برخی جریانهای سیاسی داخل در مجموعه وفاداران به انقلاب اسلامی به دلیل کم توجهی به مرزبندی با دشمنان انقلاب ناخواسته به مرزها و خطوط قرمز جمهوری اسلامی نزدیک شدهاند و به همین دلیل در معرض رد صلاحیت قرار گرفتهاند. اینان از یک طرف از فرزندان انقلاب و جمهوری اسلامی هستند که به خود حق میدهند در انتخابات شرکت کنند و از طرف دیگر به دلیل کمرنگ شدن مرزشان با مخالفان و دشمنان جمهوری اسلامی بطور طبیعی در مظان اتهام قرار میگیرند.
جریانهای سیاسی که خود را وفادارتر به اصول و ارکان انقلاب و جمهوری اسلامی میدانند، حفظ این اصول و آرمانها را به عنوان شعار انتخاباتی خود بر میگزینند. این رویکرد از یک طرف ناشی از احساس نگرانی از به خطر افتادن آرمانها و اصول جمهوری اسلامی است و واکنشی طبیعی به نظر میرسد. اما از طرف دیگر معنای تلویحی این رویکرد آن است که دیگر جریانها در مقابل آرمانها و اصول جمهوری اسلامی قرار دارند و رأی مردم به آنها رأی به حذف یا کمرنگ شدن اصول و آرمانها خواهد بود. در حالی که جریانهای دیگر با اخذ مجوز از شورای نگهبان به عنوان وفاداران به اصول جمهوری اسلامی به رقابت وارد شدهاند و رأی مردم به آنها پیش از آنکه رأی به آن جریان و سلیقه و برنامه آنها برای اداره کشور باشد، رأی به جمهوری اسلامی و آرمانهای آن میباشد.
جریانهایی که خود را به اصول و آرمانها نزدیکتر مییابند نباید به این تلقی دامن بزنند که آنها نماینده انقلاب و آرمانهای جمهوری اسلامی هستند. آنها باید بین دو نقش خود تفکیک نمایند. شرکت به عنوان یک طرف رقابتهای انتخاباتی که در کنار سایر رقبا در انتخابات شرکت میکنند و همه دارای نسبت مساوی با انقلاب و آرمانها هستند در عین حال که به لحاظ سلیقه و برنامه دارای تفاوت میباشند. در کنار این نقش که در انتخابات و فعالیتهای حزبی تجلی مییابد آنها میتوانند نقشی دیگر نیز داشته باشند که به هیچ وجه نباید با فعالیتهای حزبی و انتخاباتی خلط گردد. نقش دوم این افراد، تبیین اصول و ارزشهای انقلاب و دفاع و حراست از آنهاست. بی توجهی به این مرزبندی بیش از هر چیز به ارزشها و اصول انقلاب ضربه میزند و انتخابات بجای آنکه به تقویت انقلاب و مبانی جمهوری اسلامی بینجامد عرصهای برای تضعیف آن خواهد شد.
متأسفانه گاهی این جریانها با غفلت از ضربات مهلک اظهارات نسنجیده خود، به گونهای سخن میگویند و اعلام موضع مینمایند که این توهم در مخاطب ایجاد میشود که رهبر انقلاب نیز به پیروزی اصول گرایان در انتخابات نظر دارند یا برای پیروزی آنها رهنمود دادهاند. این گونه اظهارات که معمولا از سر دلسوزی و جهالت در فضای جامعه منتشر میگردد، هر چند نادانسته و ناخواسته بزرگترین خیانت به رهبری و انقلاب و جمهوری اسلامی محسوب میشود.
توجه به این محظور بیش از جریانهای فعال سیاسی، در مورد نهادهایی که رسما وظیفه پاسداری از مبانی جمهوری اسلامی را دارند صادق است: نهاد رهبری و وابستگان آن (بیت رهبری و نهادهایی که زیر نظر وی فعالیت مینمایند)، شورای نگهبان، نیروهای نظامی و انتظامی (بخصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج) و صدا و سیما و ائمه جمعه در سراسر کشور.
نهادهای مذکور باید به شدت و دقت مراقب هر گونه گفتار و رفتار خود باشند تا شائبه گرایش آنان به یک جریان خاص در رقابتهای انتخاباتی ایجاد نگردد. تبیین ارزشهای انقلاب و حراست از این ارزشها و نظارت بر عملکرد جریانهای وفادار به انقلاب نباید با رقابتهای انتخاباتی خلط گردد. البته دوستداران جریانهای سیاسی که در مرزهای جمهوری اسلامی حرکت میکنند باید مراقب غلطیدن جریان محبوب خود به سمت دشمن باشند و البته شورای نگهبان نیز باید از حضور جریانهایی که وفادار به جمهوری اسلامی نیستند در رقابتهای انتخاباتی جلوگیری نماید. شورای نگهبان نباید بین جریانهای وفادار به انقلاب این احساس را ایجاد نماید که از بین رقبا به جریانی خاص نظری ویژه دارد.
هر چه مجال حضور سلیقههای متنوع در جمهوری اسلامی فراهمتر شود، اقتدار و مشروعیت مردمی آن افزونتر خواهد شد و به تبع آن، قدرت این نظام در تعاملات سیاست خارجی و در مقابل دشمنان بیشتر خواهد گشت. اظهار نظرهایی از قبیل آنچه در ابتدای این نوشتار آمد و اظهار نظر هایی شبیه آن از سوی اصول گرایان، در جهت مقابل مصالح جمهوری اسلامی بوده و به این اقتدار و مشروعیت ضربه میزند. علاوه بر همه اینها، چنین اظهار نظراتی به کسانی حق خواهد داد که اتقان و صحت انتخابات را زیر سوال ببرند و این یعنی تزلزل در ارکان مشروعیت مردمی نظام. شبیه همین مواضع و اقدامات بود که سبب گسترش دامنه خسارت اتفاقات سال 88 برای جمهوری اسلامی گشت. بدتر از اینها حضور فقهای شورای نگهبان در رأس برخی تشکلها و اعلام مواضع انتخاباتی از سوی آنهاست. صلاح جمهوری اسلامی و شورای نگهبان در آن است که هیچکدام از اعضای این نهاد محترم، در هیچ تشکلی که در انتخابات حتی به نحوی کمرنگ حضور دارد عضو نباشند یا از اعلام موضع انتخاباتی به شدت پرهیز کنند.
گره ای که بر روزها و لحظه هایمان خورده و برکت تفکر را از زندگیمان سلب نموده؛